نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۴ ابن حسام خوسفی

ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

خبری جان دل ز جانان پرس

درد بسیار شد ز درمان پرس

ما کجا و وصال یار کجا

هر چه پرسی ز ما ز هجران پرس

پیش آدم حدیث رضوان گوی

غم یوسف ز پیر کنعان پرس

تو چه دانی که نطق مرغان چیست

قصه ی هدهد از سلیمان پرس

عاشقان غیمت بلا دانند

صبر ایوب را ز کرمان پرس

حال بر من فلک بگردانید

حالم از چرخ حال گردان پرس

حال سرگشتگی ابن حسام

زان خم طره ی پریشان پرس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به درد و غم عشق می‌پردازد و از طرفی به جدایی و هجران اشاره می‌کند. او از مخاطب می‌خواهد تا به جای پرسش در مورد وصال یار، درباره هجران و دردهای عاشقان صحبت کند. شاعر همچنین به داستان‌های مختلفی از عشق و مصیبت‌ها اشاره می‌کند و به ویژه حال خود را در وضعیت سرگشتگی و ناپایداری توصیف می‌کند. در نهایت، او از مشکلات و ناکامی‌های عشق می‌گوید و به حال پریشان خود اشاره می‌کند.