غزل شمارهٔ ۹۵ ابن حسام خوسفی
ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دلا رعنایی سرو از چمن پرس
نسیم طره ی یار از سمن پرس
حدیث آن لب و دندان شیرین
ز مرجان جوی و از درّ عدن پرس
پریشان حالی و دلتنگی من
گهش از زلف و گاهی از دهن پرس
خلاف وعده و پیمان شکستن
از آن کج وعده ی پیمان شکن پرس
درازای شب یلدای هجران
مپرس از من از آن مشکین رسن پرس
دل هم درد من حالم بداند
تو هم درد من از همدرد من پرس
شکر در منطق ابن حسام است
اگر باور نداری از سخن پرس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با زیباییهای طبیعی و عشق پردهبرداری میکند. او از نسیم و زیبایی یار خود میپرسد و به وصف لب و دندان او نیز میپردازد. شاعر از دلتنگی و پریشانی خود سخن میگوید و به پیمانشکنی و وعدههای خلاف یادآوری میکند. همچنین شب یلدا و درد و رنجهای عاشقانهاش را بیان میکند. در نهایت، تأکید میکند که اگر کسی در بارۀ احساسات او شک دارد، میتواند از سخن او و آنچه در دلش میگذرد بپرسد.