شمارهٔ ۱۰ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خرم آن کوی که منزلگه یارست آنجا
روز پیروز کسیراست که بارست آنجا
عارضش لاله سیراب و قدش سرو سهی است
بر سر سرو سهی لاله ببارست آنجا
هر خم از چین سر زلف گره بر گرهش
که زهم باز کنی مشک تتارست آنجا
گنج حسن رخ جانان نتوان داد ز دست
گر چه از غالیه صد حلقه مارست آنجا
حبذا منزل جانان که در ایام خزان
از فروغ گل خندانش بهارست آنجا
از خیال رخ دلبر خبرش پرسیدم
گفت خوش باش که او عاشق زارست آنجا
گر چه در بحر غم او بکنار افتادیم
لیک شادیم که امید کنارست آنجا
هر کجا پای نهد هست سر ابن یمین
و ز دو چشم گهر افشانش نثارست آنجا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف محلی میپردازد که محبوب او در آنجا ساکن است. او به زیبایی و سادگی آن مکان اشاره میکند و از رونق و سرسبزی آن در ایام مختلف سخن میگوید. شاعر زیباییهای محبوبش را با تصاویری مثل لاله و سرو توصیف میکند و به احساسات عمیق خود در ارتباط با او اشاره دارد. هرچند که در دریای غم غوطهور است، ولی امید به وصال محبوبش او را شادمان میکند. در نهایت، شاعر با اشاره به حضور خود در هر کجا که محبوب باشد، به عشق و وابستگیاش تاکید میکند.