شمارهٔ ۲ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای تو از حسن در جهان سمرا
دور باد از تو چشم بد پسرا
بر بنا گوش و زلف مشکینت
رقمی دان ز شام تا سحرا
عمر مائی ولی نمیپائی
چون کنم عمر هست بر گذرا
ز آن لب لعل و خط مینا فام
شد بر آن گونه عقل بیخبرا
گر زخار غمت همی نالم
مزن ایگلعذار طعنه مرا
که تو هم گر شوی چو من عاشق
ما رأت منک صحتا اثرا
گر بشاهی برآید ابن یمین
میکند خاک پات تاج سرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوقی است که صفاتی خاص و نظیر دارد. شاعر از زیباییهای او مانند زلفهای مشکی و لبهای لعل یاد میکند و میگوید که عمر ما گذراست و نمیتوانیم مانند او جاودان بمانیم. او به حسرت عاشقی و درد ناشی از آن اشاره میکند و میگوید هرچند غم عشق او را آزار میدهد، اما نمیخواهد معشوق به او طعنه بزند. در نهایت، شاعر از عشق و ارادت به معشوق صحبت میکند و به او ارزش و مقام بلندی نسبت میدهد.