شمارهٔ ۱۰۰ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
با من و دلدار من جز بخت در مجلس مباد
مجلس ما را بغیر دخت رز مونس مباد
چشم من بادا و بس روشن بنور روی او
ور بود چشم دگر باری بجز نرگس مباد
مجلسی کز پرتو شمع رخش رخشان بود
غیر من پروانه جانسوز آن مجلس مباد
قلب من در بوته هجران گدازان چو شد مس
یکزمان بی کیمیای وصل او این مس مباد
وصل آن سیمین ذقن ناید بکف الا بزر
چون کند ابن یمین کس همچو او مفلس مباد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عواطف و احساسات عمیق خود نسبت به معشوقش میپردازد. او تاکید دارد که در مجلس عشق، جز معشوق و زیبایی او هیچ چیز دیگری وجود ندارد و تنها دلیل روشنایی چشمش، نور چهرهی اوست. او حسرت جدایی را میکشد و به این نکته اشاره میکند که عشق واقعی و وصال معشوق به سادگی به دست نمیآید. همچنین شاعر از نقش و اهمیت معشوقش در زندگیاش میگوید و این عشق را بسیار ارزشمند و کمیاب توصیف میکند. در نهایت، او ابراز میکند که هیچ چیز دیگری را به اندازهی عشق به او نمیخواهد.