شمارهٔ ۱۰۱ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بوئی که ز چین سر زلفت بمن آید
خوشتر ز دم نافه مشک ختن آید
جز قامت رعنای تو بالا ننماید
سروی که ازو بوی گل و یاسمن آید
میگون لب شیرین تو چون در نظرآرم
در دیده غمدیده عقیق یمن آید
با کوثر اگر وصف لب لعل تو گویم
آبش ز خوشی سخنم در دهن آید
در تاب و سرافکنده بود سرو چو نرگس
گر قد چو شمشاد تو سوی چمن آید
آمد بلب از چاه زنخدان تو جانم
گر در کفش از زلف تو مشکین رسن آید
بر آتش اندوه دلم آب فشاند
بادی که ز خاک سر کویت بمن آید
آمد بدل ابن یمین دوش خیالت
چون یوسف مصری که به بیت الحزن آید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و خوشبویی معشوق است. شاعر به بوی خوشی که از زلف معشوقش ناشی میشود اشاره میکند و آن را خوشتر از بوی مشک ختن میداند. او قامت معشوق را به سروی تشبیه میکند که بوی گل و یاسمن میدهد. همچنین، لبهای شیرین او را توصیف کرده و میگوید که یاد آنها برایش خوشی به ارمغان میآورد. شاعر به نرمی و زیبایی معشوق اشاره میکند که مانند نرگس یا شمشاد است. در ادامه، وی از درد و اندوه دلش میگوید و بیان میکند که یاد معشوقش مانند بادی است که آرامش میآورد. در پایان، شاعر به خیال معشوقش اشاره میکند که مانند یوسف مصری به دلش میآید و آرامشاش را بیشتر میکند.