شمارهٔ ۱۰۵ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا سنبل سیراب تو بر لاله گره شد
خورشید تو گفتی که مگر زیر زره شد
مسکین دل زارم هدف تیر بلا گشت
آندم که کمان خم ابروت بزه شد
احرام طواف سر کوی تو گرفتیم
چون ابروی تو قبله جان که و مه شد
چشمت ز کمان خم ابروی تو تیری
بگشاد ز سر گوشه بر آورده زه شد
گفتم صفت زلف چو جیم تو توان کرد
خود زای زبانها صفت از عجز گره شد
با حسن تو دل نرد هوس باخت ولیکن
جان در گرو حسن تو بسیار فره شد
سلطان غمت دست چو بگشاد به بیداد
عقلم که رئیس ده دل بود ز ده شد
در آرزوی سیب زنخدان تو اشکم
چون آب انار آمد و رخساره چو به شد
با گریه و با آه دل ابن یمین باش
زین آب و هوا نرگس بیمار تو به شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر از احساسات عمیق عاشقانه و دردهای ناشی از عشق سخن میگوید. او به زیباییهای معشوق، از جمله ابرو و زلفاش اشاره میکند و بیان میکند که چگونه این زیباییها دلش را مجروح کرده و به او درد آورده است. همچنین، شاعر از آرزوها و آرزوهایش برای معشوق سخن میگوید و گریه و زاریاش را در این مسیر توصیف میکند. به طور کلی، این اشعار تملق و ستایش عاشقانه از محبوب و در عین حال غم و اندوه ناشی از دوری و مشکلات عشق را به تصویر میکشد.