نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۴ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بر گل سیراب سنبل را چو جولان میدهد

بلبل طبع مرا یاد از گلستان میدهد

چون نبات از شکر میگونش سر بر میزند

خضر پنداری نشان از آبحیوان میدهد

مشک بر کافور میبیزد صبا از زلف او

زان چو انفاس مسیحا راحت جان میدهد

تا بماند تازه گلبرگ رخش در باغ حسن

چشمم آبش از هوا چون ابر نیسان میدهد

گر بجانی میفروشد یکنظر جانان من

شاهد حال است روی او که ارزان میدهد

در سر ابن یمین هست آنکه جان پا شد بر او

زنده دل آنکس که جان در پای جا نان میدهد

سهل باشد جان بتلخی دادنم فرهاد وار

گر لب شیرین او بختم بدندان میدهد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌های طبیعی و احساسات عاشقانه می‌پردازد. شاعر با تصویری از گل و بلبل، درختان و آبی که زندگی می‌بخشد، احساس عشق و زیبایی را به تصویر کشیده است. او از تأثیر عطر و رنگ گل‌ها، نسیم خوشایند و لبخند معشوق سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که این زیبایی‌ها به جان او آرامش و زندگی می‌بخشند. شاعر همچنین اشاره دارد که حتی در سختی‌ها و تلخی‌ها، اگر نگاه محبت‌آمیز معشوق را داشته باشد، زندگی شیرین و جذاب خواهد بود. در کل، این شعر ترکیبی از زیبایی‌های طبیعت و عشق عمیق را به تصویر می‌کشد.