نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

شمع رخسار تو شیرین پسرا سوخت مرا

جرم ناکرده چو پروانه چرا سوخت مرا

دل خرید از لب شیرینت بجانی شکری

شاکرم گر چه درین بیع و شرا سوخت مرا

با تو گفتم ز تف عشق بنرمی سخنی

سخت گفتی که کرا سوخت کرا سوخت مرا

گفتمت سایه لطف ز سرم دور مدار

آفتاب رخ تو خوش پسرا سوخت مرا

بارها ابن یمین گفت و دلت نرم نشد

که تب و تاب غمت سوخت مرا سوخت مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با زبانی احساسی و عاشقانه به وصف عشق و درد و رنج ناشی از آن می‌پردازد. او می‌گوید که زیبایی و شمع‌وار بودن معشوقش باعث سوختن او شده است، مانند پروانه‌ای که به شمع نزدیک می‌شود. شاعر همچنین به خرید دلش از لب‌های شیرین معشوق اشاره می‌کند، و با وجود اینکه در این معامله آسیب دیده، به خاطر آن شکرگزار است. او در گفت‌وگو با معشوقش از عشق ملایم صحبت کرده اما پاسخ سختی دریافت کرده که دلش را می‌سوزاند. شاعر از معشوقش می‌خواهد که محبتش را از او دور نکند، زیرا زیبایی‌اش مانند آفتاب است و او را می‌سوزاند. در نهایت، شاعر به این موضوع اشاره می‌کند که بارها تلاش کرده تا دل معشوقش را نرم کند، اما غم و دلتنگی همچنان او را می‌سوزاند.