شمارهٔ ۱۲۱ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ز تاب می چو خوی از روی دلستان بچکد
مرا ز نرگس تر آب ارغوان بچکد
ز غنچه لب یاقوت رنگ او چه عجب
که خون شود دل لعل از عروق کان بچکد
زرنگ و بوی ندانم گلاب یا عرق است
خویی که از رخ آنماه مهربان بچکد
ز شرم عارض چون ماه او شگفت مدار
گر آب از آتش خورشید آسمان بچکد
بدان امید که صفرای او شود کمتر
ز ثقبه عنبیم آب ناردان بچکد
تن نزار من از عشق او چنان زرد است
کزو بجای عرق آب زعفران بچکد
ز لطف خود بسرم دست اگر فرود آرد
چو خوی زهر بن مویم هزار جان بچکد
گهی که ابن یمین وصف آن نگار کند
ز نازکی سخن آید که آب از آن بچکد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر حاکی از عشق و زیبایی است و از احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق سخن میگوید. شاعر با بهرهگیری از تشبیهها و استعارههای زیبا، به توصیف ویژگیهای ظاهری و احساسی معشوق میپردازد. او از عشق خود به معشوق میگوید و بیان میکند که چطور زیبایی معشوق میتواند احساسات مختلفی را در او بیدار کند. همچنین شاعر به تأثیر عواطف و حسادتهای ناشی از عشقش اشاره میکند و در نهایت، از زبان شاعر میتوان دریافت که عشق، دارای زوایای پیچیده و عمیقی است که به راحتی نمیتوان آن را توصیف کرد.