شمارهٔ ۱۲۴ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
سنبل غالیه گون بر گل تر میشکند
ظلمت شام بر انوار سحر میشکند
هر زمان پسته شیرینش که شور شهر است
خنده ئی میزند و نرخ شکر میشکند
هر دمی حسن جهانگیر وی از ابرو و چشم
ساخته تیر و کمان قلب دگر میشکند
تا من از رشته دندانش سخن میگویم
از لطافت سخنم قدر گهر میشکند
میکند بر دل من پیرهن صبر قبا
از سر ناز کله گوشه چو بر میشکند
ناصوابست که آن ترک خطا بی سببی
دل بیمار من خسته جگر میشکند
از می عشق چنان مست شدست ابن یمین
که در خانه معشوق بسر میشکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و لطافت عشق و تأثیر آن بر دل و روح انسان اشاره دارد. سنبل غالیه گون، نماد زیبایی و عشق، بر گل تر میشکند و نشاندهنده زوال ظلمت و آمدن روشنی سحر است. در ادامه، شاعر از شیرینی پسته و خندهای که به شور و شوق شهر میافزاید، سخن میگوید. او همچنین با اشاره به زیبایی چهره محبوب، بیان میکند که چگونه این زیبایی به قلب او تیر میزند و آن را میشکند. شاعر احساس میکند که از لطافت سخنش، ارزش و معنای عمیقی به وجود میآید. در نهایت، عشق و مستی ناشی از آن را توصیف میکند و به روابط عاشقانه و تأثیرات عمیق آن بر دل و جان میپردازد.