شمارهٔ ۱۲۵ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
شادباش ای دل که حالت پیش جانان گفته اند
ماجرای درد تو یکیک بدرمان گفته اند
شوق بلبل پیش گل یکسر حکایت کرده اند
حالت پروانه را با شمع رخشان گفته اند
این چه دولت بود یارب کز چنین مور ضعیف
قصه او را به درگاه سلیمان گفته اند
در دماغ عقل من سودای زلفش دیده اند
هر سر موئی رگی پیوسته با جان گفته اند
روی چون کافور او و زلف مشکین را بهم
اهل معنی چون ید بیضا و ثعبان گفته اند
از چه روی افکند دردی در دلم میگون لبش
گرد و ای درد دل لعل بدخشان گفته اند
گفته اند ابن یمین در دل نهان دارد غمش
آشکار است این ندانم کز چه پنهان گفته اند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل به شادی و زیبایی دل اشاره دارد که حالتی دلنشین در نزد محبوب دارد. شاعر از داستان درد و شوق و عشق به محبوب میگوید و بیان میکند که درد و شور عشق به گونهای است که حتی بلبل و پروانه نیز آن را روایت کردهاند. او به ضعف خود در برابر قدرت عشق اعتراف میکند و معتقد است که این داستان را حتی به دربار سلیمان نیز رساندهاند. شاعر همچنین از زیبایی و جذابیت معشوق میگوید که همچون کافور و مشک توصیف شده و در دلش نقشی عمیق دارد. در پایان، اشاره میکند که علیرغم پنهان بودن غمش، احساساتش به وضوح نمایان است.