نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۷ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

صبحدم بادی که از سوی خراسان می‌دمد

چون دم روح‌القدس در پیکرم جان می‌دمد

باد صبح است این ندانم یا نسیم پیرهن

کز برای نور چشم پیر کنعان می‌دمد

چون گذر کرد است بر خاک خراسان لاجرم

روح‌پرور چون نسیم باغ رضوان می‌دمد

می‌نشاند آتش اندوه دل چون آب رز

باد روح‌افزای کز خاک خراسان می‌دمد

باد را خاصیت جان‌پروری دانی که چیست

زآن سبب کز کوی چون فردوس جانان می‌دمد

آن مسیحادم که انفاسش بود جان‌بخش از آنک

از میان چشمه‌سار آب حیوان می‌دمد

چین زلفش می‌کند یغما نسیم صبحدم

خوش نفس چون نکهت مشک ختن زان می‌دمد

بلبل طبع مرا آمد نسیم کوی او

همچو باد صبحگاهی کز گلستان می‌دمد

می‌برد جمعیت از ابن یمین یکبارگی

نفحه‌ای کز چین آن زلف پریشان می‌دمد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف بادی می‌پردازد که در صبح از سوی خراسان می‌وزد و او را تحت تأثیر قرار می‌دهد. باد صبح مانند روح الهی، جان تازه‌ای به او می‌بخشد. شاعر نسبت به این باد، حس تقدس و لطافتی دارد و آن را به نسیم‌هایی که دل را شاداب می‌کنند، تشبیه می‌کند. همچنین بادی که از خاک خراسان می‌وزد، آتش اندوه را فرومی‌نشاند و او را به مسرت می‌آورد. شاعر به ویژگی‌های خاص این باد اشاره می‌کند و آن را به نفحات بهشتی و لطافت عطرهای خوشبو تشبیه می‌کند. بوی خوش و نسیم آن، یادآور زیبایی و عشق است و دل شادابی به او می‌دهد. در نهایت، شاعر به تأثیر آن باد بر روح و جان خود تأکید می‌کند و می‌گوید که این نسیم، او را از اندوه و تنهایی می‌رهاند.