شمارهٔ ۱۳۳ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عاشقان چون عزم رفتن سوی دلبر کرده اند
در طریق عشق پا از تارک سر کرده اند
بر رخ چون آتش جانان سپند جان خویش
تا بسوزد از دل پر درد مجمر کرده اند
بی بصارت بوده اند آنها که رویش دیده اند
پس بخوبی ماهرا با او برابر کرده اند
نور محض است او و دانی چیست مه ظلمانیی
کز فروغ آفتابش رخ منور کرده اند
صبح صادق جامه از غم تا بدامن چاک زد
زانکه حسنش مطلع خورشید خاور کرده اند
از دو زلف مشکبارش یک گره بگشاده اند
چار سوی و شش جهه از وی معطر کرده اند
غنچه خود را با دهانش عبده گفت و فداه
از خوشی آن دهان او پر از زر کرده اند
ناصحان گویند ازو دوری کن اما چون کنم
چون بدیوان قضا کارم مقرر کرده اند
صحبت جانان گزین ابن یمین نه جان خویش
گر میان جان و جانانت مخیر کرده اند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات عاشقانه و فراق میپردازد. شاعر از عاشقانی سخن میگوید که با تمام وجود برای رسیدن به محبوب خود تلاش کردهاند و حتی جان خود را فدای محبت او کردهاند. او زیباییهای محبوب را وصف میکند، از نور و روشنایی او سخن میگوید و اینکه چگونه دلهای عاشقان تحت تأثیر زیبایی او قرار گرفتهاند. همچنین اشاره میکند که علیرغم نصیحتهای دیگران برای دوری از محبوب، نمیتواند از او فاصله بگیرد چرا که عشق او در سرنوشتش نوشته شده است. در پایان، شاعر بیان میکند که اگر انتخابی بین جان خود و محبوبش داشته باشد، محبوب را بر میگزیند.