شمارهٔ ۱۳۵ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گر بوصل خودم آنماه زمانی بدهد
دل من روح بشکرانه روانی بدهد
آشکارا ندهد بوسه ام از بیم رقیب
کاش باری نکند بوسه روانی بدهد
بتماشای قدش دل بچمن رفت مگر
سروش از قامت او راست نشانی بدهد
ندهم صحبت جانان بهمه ملک جهان
نا سپاس است که جانی بجهانی بدهد
سپر ماه کنم چون زره ارزانکه مرا
غمزه و ابروی او تیر و کمانی بدهد
یکزمان غیبت دل از بر آنماه چکل
نیست ممکن مگر از جانش ضمانی بدهد
حاجب ابروست میان دل و روی چو مهش
یک زمانی ز غمش بو که امانی بدهد
روی او وجه زری میطلبد از عشاق
خواست تا مالش هر یک بقلانی بدهد
کرد اشارت بسوی ابن یمین غمزه او
گفت خوش باش که این وجه فلانی بدهد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به توصیف عشق و جذبه معشوق میپردازد و آرزو میکند که لحظاتی با محبوبش سپری کند. او تمایل دارد از حسادت رقیبان پنهان بماند و بر زیباییهای معشوق تأکید میکند. شاعر میگوید که ارزش صحبت کردن با محبوب را بالاتر از همه چیز میداند و نمیخواهد جانش را فدای دنیا کند. او همچنین به ضعف و غمهای ناشی از دوری معشوق اشاره میکند و آرزو دارد که بتواند زودتر به او دست یابد. در انتها، به زیباییهای ظاهری معشوق و تاثیر آن بر دل عاشقان اشاره میکند.