نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۷ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

لب و دندان تو با لعل و گهر می‌ماند

زلف و رخسار تو با شام و سحر می‌ماند

حسن رخسار قمر گر نبدی عاریتی

گفتمی پرتو رویت به قمر می‌ماند

جزع در بار من از آرزوی لعل لبت

روز و شب با صدفی پر ز گهر می‌ماند

چهره منمای به دشمن که ز زخم نظرش

بر رخ نازکت ای دوست اثر می‌ماند

چشم من در غم تو چون سپر افکند بر آب

نرگسی بین که به نیلوفر تر می‌ماند

گفته بودی که ز دست غم من جان نبری

نبرم جان ببرم هیچ دگر می‌ماند

هر که پا در ره عشقت چو من از صدق نهاد

نه همانا که دلش در غم سر می‌ماند

شور فرهاد کجا کم شود از پاسخ تلخ

رو تُرُش کردن شیرین به شکر می‌ماند

سخن ابن یمین گرچه سراسر گهر است

لیکن از گوش تو چون حلقه به در می‌ماند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و محبت می‌پردازد. شاعر با استفاده از تشبیهات متنوع، زیبایی‌های ظاهری و باطنی معشوق را به چیزهای باارزش مانند لعل و گهر، شام و سحر و قمر نسبت می‌دهد. او به عواطف و آرزوهایش اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که غم و عشق او چقدر عمیق است. همچنین، شاعر به احساسات خود در برابر نگاه دیگران و تأثیر آن‌ها بر خود اشاره می‌کند. در نهایت، به این نکته می‌پردازد که عشق واقعی و صادقانه هیچ‌گاه فراموش نمی‌شود و همواره در دل باقی می‌ماند.