شمارهٔ ۱۳۹ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
مرا بمجلس انس تو بار چون نبود
دل شکسته من زیر بار چون نبود
چنین کز آتش دل شعله میرود بسرم
چو شمع دیده من اشکبار چون نبود
مرا که رفته بود آنچنان نگار از دست
رخم بخون دل آخر نگار چون نبود
وصال سیمبران چون بزر میسر نیست
چه سازد ابن یمین با یسار چون نبود
بدینصفت که منم چون رباب کیسه تهی
بسان نای مرا ناله زار چون نبود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق و دلشکستۀ شاعر اشاره دارد. او در مجلس یار حاضر نیست و دلش زیر بار غم و اندوه سنگین است. شاعر از آتش دل و اشکهایش سخن میگوید و غم دوری معشوق را با تصاویری مانند شمع و نای مقایسه میکند. او به این نکته اشاره میکند که در نبود وصال معشوق، هیچ چیز نمیتواند به او کمک کند و احساس طرد و تنهایی عمیقی را تجربه میکند. به طور کلی، شعر بیانگر عواطف شدید عاشقانه و درد جدایی است.