شمارهٔ ۱۴ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای گشته از صفای رخت شرمسار آب
از تشنگان لعل لبت وا مدار آب
جانم میان آتش هجران بباد رفت
گر چه ز دیده هست مرا در کنار آب
لعل تو آتشیست که چون شعله برکشد
بگشایدم ز دیده یاقوتبار آب
از نو بهار روی تو اشکم فزون شدست
آری فزون شود همی از نوبهار آب
از لطف تست جانم و جانم همه توئی
خیزد بخار از آب و شود هم بخار آب
ابن یمین چو دید که بی هیچ موجبی
بردش ز روی کار غم غمگسار آب
گفتم کنون بمردم چشمم امیددار
آرد ز لطف روی تو بازم به کار آب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و دلتنگی است. شاعر از زیبایی معشوق میگوید و از احساسات عمیق خود در رابطه با او صحبت میکند. او در دل به آتش هجران میسوزد و همواره ذهنش مشغول یاد آن زیبایی است. اشکهایش به خاطر غم فراق افزایش یافته و با تصویر آب و بخار، به لطافت و زیبایی عشق اشاره میکند. در نهایت، شاعر امیدوار است که دوباره بتواند چهره محبوبش را ببیند و از لطف او بهرهمند شود.