نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۶ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هر که ما را در هوای او ملامت میکند

راستی خود را سزاوار غرامت می کند

شرم ناید سرو و گل را پیش بالا و رخش

کین همی لافد بقد او یاد قامت می کند

گر دلم شد بسته زنجیر زلفش باک نیست

دل خود این آشفته کاری بی ندامت می کند

من سر آشوب دارم میل زلفش چون کنم

نیست عاشق هر که او یاد از سلامت می کند

گر نماید رجعتی آنماه شب در منزلم

اختر سر گشته میل استقامت می کند

از دلم بار سفر بر بست صبر بی ثبات

چون همی بنید که غم در وی اقامت می کند

من بمهر و او بکین مایل و زین مشگلتر آنک

سر گرانی آن سبکروح از سئآمت می کند

گو بچشم پر نم ابن یمین رویش ببین

هر که ما را در هوای او ملامت میکند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به عشق و مشکلات ناشی از آن اشاره می‌کند. او می‌گوید کسانی که او را بخاطر عشقش ملامت می‌کنند، خود را مستحق عذاب می‌سازند. او به زیبایی‌های محبوبش، مانند سرو و گل، اشاره می‌کند و می‌گوید این زیبایی‌ها نباید شرمنده باشند. دل او به زنجیر زلف معشوق گرفتار شده و از این موضوع پشیمان نیست. همچنین شاعر با اشاره به آشفتگی‌های درونی خود شباهت عشق و زلف محبوبش را می‌سنجد و می‌گوید هر عاشقی که تنها به فکر سلامت محبوبش باشد، در واقع عاشق واقعی نیست. او به احتمال بازگشت محبوبش و تاثیر آن بر دل خود اشاره می‌کند و دلتنگی و غم را در قلبش حس می‌کند. در نهایت، شاعر از تناقضات عشق و وابستگی‌هایش می‌گوید و چشمش به روی محبوب خود دوخته است.