شمارهٔ ۱۵۰ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
یک قدح می دوبدره زر ارزد
بزر مغربی خور ارزد
رنگ صباغ اگر بسیم خرند
صبغه الله نیز زر ارزد
طایر روح را بساز از راح
پر و بالی که بال و پر ارزد
باده نوش از کف پریروئی
که بصد جانش یکنظر ارزد
آنکه بوسی ز پسته تنگش
به ز خروارها شکر ارزد
و آنکه آبحیات با لب او
کمتر از خاک رهگذر ارزد
بذله گوئی که گفتمش بوسی
از عقیقت بصد گهر ارزد
گفت بوسی و جان ابن یمین
گفتم ایا بدینقدر ارزد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ارزشهای مختلف زندگی و لذتهای معنوی اشاره میکند. او میگوید که یک قدح شراب با کیفیت میتواند از طلای خالص هم ارزشمندتر باشد و همینطور، خورشید مغرب هم ارزشمند است. شاعر به زیبایی رنگها و تاثیر آنها بر روح اشاره میکند و در انتها، به ارزش بوسههای عاشقانه و لطافتهای انسانی میپردازد. او بیان میکند که محبت و عشق، از همه چیز باارزشتر است و حتی یک بوسه میتواند ارزشی فراتر از گرانبهاترین جواهرات داشته باشد. در نهایت، شاعر خود را در برابر این ارزشها با شک و تردید میبیند و میپرسد آیا اینقدر ارزشی دارد؟