نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۴ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ایچشم آهوانه تو مست شیرگیر

وی سرو نوجوان تو آشوب عقل پیر

گلرا صبا بحسن تو میکرد سرزنش

گل چاک زد ز دست تو آن گر ته حریر

با من مگوی جز صفت سرو قامتت

زیرا که نیست جز سخن راست دلپذیر

دارم زعارض و لب چون شیر و شکرت

تن در گداز همچو شکر در میان شیر

تا زلف قیرگون تو بگشاد دست جور

پای دل شکسته من بسته شد بقیر

در زیر بار عشق تو از پا در آمدم

آخر بر غم دشمنم ایدوست دست گیر

دائم ز عکس عارض مه پیکرت مرا

جانی مصور است در آئینه ضمیر

ایدوست بشنو آه دل سوزناک من

آری ز عود سوخته خوش میدمد عبیر

گر غمزه تو ز ابروی مشکین کمان کشد

ابن یمین چو صید در آید به پیش تیر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و دلربایی محبوب عاشق پرداخته است. شاعر از چشمان آهوانه و قامت باشکوه او سخن می‌گوید و همچنین به قدرت عشق اشاره می‌کند که او را به زمین زده است. شاعر با احساسات عمیق و درد عاشقانه‌اش، از عشق و غم‌ خود می‌گوید و از زیبایی‌های معشوقش تجلیل می‌کند. او همچنین به تأثیرات شگرف عشق بر جان خود و تلاش برای جلب توجه معشوق اشاره کرده و در نهایت به تلاقی عشق و درد وجودی‌اش می‌پردازد.