نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۲ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای رخ خوب تو چون گل چمن آرای دگر

وی لب لعل تو چون مل طرب افزای دگر

خوشتر از روی چو گلنار تو بر سرو سهی

نشکفد هیچ گلی بر سر و بالای دگر

هر کجا دل رود آید بسر کوی تو باز

ز آنکه از کوی تو بهتر نبود جای دگر

بنشین یکنفس و بند دو تائی بگشای

که نیابی چو من شیفته یک تای دگر

گر تو بر چشم رهی از سر کین پای نهی

چشم دیگر بنهم تا تو نهی پای دگر

در سر زلف چو زنجیر تو آویخت دلم

عقل گفتا که زدی دست بسودای دگر

دشمنم گفت که از دوست غمی یابی و بس

گفتم این نیز نهم بر سر غمهای دگر

چون سخن از لب شیرین تو گفت ابن یمین

عقل گفتش نبود چون تو شکر خای دگر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به وصف زیبایی‌های معشوق می‌پردازد و او را به گل و لب‌های لعل تشبیه می‌کند. او می‌گوید که هیچ گل و زیبایی دیگری نمی‌تواند با معشوقش مقایسه شود و هر جا که دلش می‌خواهد به سوی او برود، چرا که هیچ جایی بهتر از کوی او وجود ندارد. شاعر اظهار می‌کند که اگر معشوق بر چشمانش قدم بگذارد، او از روی عشق چشمانش را می‌بندد. همچنین، او در بیان عشق خود به معشوق از احساسات و شکایت‌های دل می‌گوید و به این نکته اشاره می‌کند که عشقش بی‌نظیر است و هیچ چیزی نمی‌تواند به زیبایی و شیرینی لب‌های معشوقش نزدیک شود. در نهایت، شاعر از مشکلات و غم‌های عشق نیز سخن می‌گوید و می‌فهماند که این غم‌ها نیز بر دیگر غم‌ها افزوده می‌شوند.