شمارهٔ ۱۵۳ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای ماه مهربان مه مهرست می بیار
بزمی بساز فصل خزان خوشتر از بهار
زود آتش گداخته در آب بسته ریز
یعنی در آبگینه فکن لعل آبدار
بر دست من بنه که بجان آمدم ز غم
تا یکنفس بشادی دل رغم روزگار
بوسم زمین بعزت و آنگه ز خرمی
نوشم بیاد بزم چو فردوس شهریار
شهباز همتش چو بپرواز بر شود
سیمرغ زرنگار فلک را کند شکار
شاه جهان طغای تمرخان که آفتاب
دایم بزیر سایه چترش کند مدار
ابراز خجالت کف دریا عطای او
با سوز دل همی رود و چشم اشکبار
از یمن مدحش ابن یمین را علی الدوام
رغم عدو ز گوهر موزون بود یسار
تا ز آفتاب و سایه بود در جهان نشان
باداش سایه بر سر خلق آفتاب وار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر شاعر از ماه مهربان میخواهد که جشنی برپا کند و به جای بهار، فصلی خوشتر از خزان بسازد. او از آتش و آب سخن میگوید و از خوشی و شادمانی که بر دلش مینشیند، یاد میکند. شاعر به خرمی و زیبایی زمین اشاره دارد و میخواهد لذتی چون بزمهای سلطنتی را تجربه کند. او همت شهباز را به پرواز تشبیه میکند و به طغای تمرخان، شاه جهان، احترام میگذارد. در ادامه، شاعر از محبت و عطای او صحبت میکند و به این نکته اشاره میکند که تا زمانی که سایه و آفتاب وجود دارند، این محبت و زیبایی نیز در جهان باقی خواهد ماند.