نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۵ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای برده نرد حسن ز خوبان روزگار

قدت براستی چو سهی سرو جویبار

الحق بسان نقش زیاد آن دهان تو

موهوم نقطه ایست به پنهان نه آشکار

داریم دل بدست خط و زلف و خال تو

از دست هر سه تا چه کشد این دل فکار

باده هزار دشمن اگر دوست با منست

دارم مصاف و روی نپیچم ز کار زار

عشقت چو در سراچه دل خانه گیر شد

زین پس برون شود خرد از وی باضطرار

گر سرو بیش قد تو سر میکشد مرنج

عقل طویل را نبود هیچ اعتبار

منصوبه هوای تو ابن یمین چو باخت

در ششدر غمت دلش افتاد مهره وار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وصف زیبایی و جذابیت محبوبی می‌پردازد که شاعر از آن به عنوان یک "برده نرد" یاد می‌کند. او قد محبوب را به سرو جویبار تشبیه می‌کند و زیبایی لبانش را به عنوان نشانی از هنر و ظرافت مطرح می‌سازد. شاعر می‌گوید دلش تحت تأثیر خط، زلف و خال محبوب است و از دردهای ناشی از این عشق رنج می‌برد. او می‌گوید اگر هزار دشمن هم باشد، در عشق محبوب تسلیم نمی‌شود و با آن مواجهه می‌کند. عشق به محبوب چنان در دلش جا می‌گیرد که عقل را از او می‌گیرد و تمام توجهش معطوف به محبوب می‌شود. در انتها اشاره می‌شود که زیبایی محبوب حتی می‌تواند بر عقل برتری یابد و ارزش آن را کاهش دهد.