شمارهٔ ۱۶۱ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
دلبرا سلسله غالیه گونست مگر
بر رخ نازک تو یا شکن آب شمر
گر شب تیره به نیلوفر تر بر گذری
آفتابت شمرد سر کند از آب بدر
نیست رنگی ز توام لیک بمن بوی خوشت
دوش باد سحر آورد خنک وقت سحر
به نصیحت پدرم منع همیکرد ز عشق
گفتم ای پیر نبودی تو جوان هیچ مگر
بملامت نشوم به برو ایخواجه مرا
هم درین درد که دارم بگذار و بگذر
قبله راست تر از ابروی کج کردارش
بنما تا شود آن قبله اصحاب نظر
هر که دودی نرسیدست بدوز آتش عشق
از تب و تاب جگر سوختگانش چه خبر
من چو از رسته دندان تو گویم خبری
افتدم سلک درر بر زبر عقد گهر
گر چو طوطی شکرت را نستود ابن یمین
در جهان از چه بشیرین سخنی گشت سمر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد و احساساتی عمیق را درباره محبوب و زیبایی او بیان میکند. شاعر به زیبایی چهره محبوبش و تأثیر آن بر احساسات خود اشاره میکند، و به شبها و بادی که عطر محبوب را میآورد اشاره دارد. او نصیحت پدر درباره عشق را به چالش میکشد و به این نکته میپردازد که عشق را نمیتوان نادیده گرفت. در نهایت، شاعر به تجربههای شخصی و دلبستگیهایش اشاره میکند و زیبایی عشق و درد آن را بیان میکند.