شمارهٔ ۱۷۰ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
نرگس مست تو دارد هوس خواب هنوز
سنبل زلف ترا هست سر تاب هنوز
ساخت اکسیر غم عشق تو ز راز رخ من
هست چشم من از آنچشمه سیماب هنوز
سوخت از مهر رخت همچو قصب زار تنم
بر من از روی تو ناتافته مهتاب هنوز
گر چه هر خون که مرا بود بپالود ز چشم
دارم از شوق لبت رغبت عناب هنوز
روی پنهان مکن از مردم چشم من از آنک
هست طفلی که ندیدست اثر خواب هنوز
چون دل ابن یمین همچو کبوتر بطپید
حلقش از زلف تو در حلقه مضراب هنوز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر، به توصیف احساسات عاطفی و عاشقانه شاعر نسبت به معشوقهاش میپردازد. شاعر به زیبایی و سحر چشمهای معشوق اشاره میکند و از اشتیاق و longing خود برای دیدن او سخن میگوید. او حسرت خواب راحتی را دارد که به خاطر عشق معشوقش از او محروم است و نشان میدهد که چگونه عشق و زیبایی معشوق بر روح و جسم وی تاثیر گذاشته است. در نهایت، شاعر به شوق و عشقاش به لبی از معشوق اشاره میکند و از وجود حسهای عمیق و پیچیده در دل خویش میگوید.