شمارهٔ ۱۶۸ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
از توأم آرزوی بوس و کنارست هنوز
که گلستان تو بی زحمت خارست هنوز
بسرشک آب زنم خاک سر کوی ترا
بر دل نازکت از بنده غبارست هنوز
در خزان غمت افتاد دل اما چشمم
در هوای گل تو ابر بهارست هنوز
دارم از خون جگر چهره پر از نقش و نگار
وین عجب میل دلم سوی نگارست هنوز
دست شستیم ز جان و سر کویت بسرشک
تا بآخر چه کشم اول کارست هنوز
چون جهانی ز می حسن تو مستند چرا
در سر نرگس جادوت خمارست هنوز
با بناگوش مکش ابروی مشکین چو کمان
که دل از ناوک چشم تو فکارست هنوز
از نسیم سحری دوش خبر پرسیدم
از دل گم شده گفتا بر یارست هنوز
گفت خو باز کن از صحبت دل ابن یمین
کو بر آن جان و جهان عاشق زارست هنوز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مورد عشق و longing شاعر نسبت به معشوقهاش است. شاعر همچنان آرزوی نزدیکی و بوسه از معشوق را دارد و با وجود مشکلات و غمها، دلش در انتظار روی آن محبوب است. او از درد و رنجهایش میگوید و به زیباییهای معشوق اشاره میکند. همچنین، عشق او هنوز جوان و پرشور است، و با وجود فاصلهها و غمها، امیدواری به وصال و ارتباط با محبوبش را از دست نداده است. شاعر میگوید که حتی در این حال و روز، دلش هنوز برای معشوق میتپد و به یاد اوست.