نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۹ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای خم ابروی تو قبله اصحاب نیاز

جز ترا می نبرند اهل دل از صدق نماز

عشق و خوبی بمن و تست سزا کز من و تو

نوشد از عهد کهن قصه محمود و ایاز

مه ز بس حسرت حسنت بمنازل نرسد

بر رخش گر نبود عکس رخت خط جواز

زلف خم در خم زنجیر وشت دانی چیست

حلقه شهپر بط در شکن چنگل باز

با تو بنشینم و زلفت ز بس آشفته دلی

پیش خلقان جهان قصه من گوید باز

کی بزنجیر سر زلف توأم دست رسد

عمر بس کوته و این آرزوی سخت دراز

بامیدیکه بیابم ز تو پروانه وصل

تنم از آتش دل شمع صفت یافت گداز

گر در آئی بسلامی ز در ابن یمین

در فردوس برویش شود از لطف تو باز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره می‌کند و عشق و نیاز خود را به او ابراز می‌کند. او می‌گوید که هیچ کس جز محبوبش نمی‌تواند او را به آرامش برساند و عشق آنها از دیرباز در تاریخ حکایت‌ها مطرح بوده است. شاعر از حسرتی که به خاطر زیبایی محبوبش دارد سخن می‌گوید و این که برای رسیدن به او باید تلاش کند. او همچنین اشاره می‌کند که عمرش کوتاه است و آرزوی وصال به محبوبش بسیار بزرگ و دشوار است. در پایان، به امید دیدار محبوبش و تأثیر مثبتی که بر زندگی‌اش خواهد گذاشت، ابراز احساسات می‌کند.