شمارهٔ ۱۷۳ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلیلم گو نقاب از رخ برانداز
شکستی بر بتان آذر انداز
بسنبل شورها در عالم افکن
بنرگس فتنه ها در کشور انداز
ز زلف عنبرین بگشای بندی
گره بر کار مشکین اذفر انداز
از آن مشکین رسن یعنی که زلفت
مرا در گردن جان چنبر انداز
بخنده پسته شیرینت بگشای
بسوی طوطی جان شکر انداز
دلم سلطان عشقت را وفا بست
ازو رخت صبوری بر در انداز
ز بهر درد دل ابن یمین را
دوای جان ازو رمزی در انداز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
خلیلم گو که نقاب از روی خود بردار، و به بتان آذر (آتش) شکستی وارد کن. شور و شوق را در عالم پخش کن و در کشور فتنهها گسترش بده. بند زلف عنبرینت را باز کن تا گره بر کار مشکین بیفکند. زلف مشکینت مرا در گردن عشق به مانند چنبر بیفکند. لبخند شیرین پستهات را بگشای و به سوی طوطی جان شکر بریز. دلم به عشق تو وفادار است و از تو صبوری را انتظار دارم. برای درد دل ابن یمین، دارویی از رمزی بر من بفشان.