شمارهٔ ۱۸۳ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
باد صبا صبحدم بوی تو آورد دوش
بلبل شیدا فتاد بار دگر در خروش
تا که سمن مرسله ساخت ز در عدن
باز کشید ارغوان لعل بدخشی بگوش
بس که ریاحین شکفت بر چمن از رنگ رنگ
گشت چمن غیرت کلبه گوهر فروش
وقت طرب مغتنم دان که زمان تا زمان
فوت شود وینسخن از سر دانش نیوش
ساقی گلچهره را گو بده آن جام می
کز حسدش لاله را خون دل آمد بجوش
پای سهی سرو گیر مست چنان شو که سر
بر صفت نرگست بیش در افتد بدوش
هر که چو ابن یمین وقت صبوح الست
مست شد از هیچ روی باز نیاید بهوش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیباییهای طبیعت و عشق اشاره دارد. شاعر از بادی صحبت میکند که صبح به تازگی بوی محبوبش را آورده و بلبل عاشق دوباره در حال نغمهسرایی است. او به زیبایی گلها و چمنها اشاره میکند که به خاطر وزش ریاحین شکوفا شدهاند. شاعر به ما یادآوری میکند که باید از لحظات شادی بهره ببریم زیرا زمان به سرعت میگذرد. او همچنین از ساقی میخواهد که جامی به او بدهد تا از زیباییهای زندگی و عشق لذت ببرد و به مستی دست یابد، زیرا در این حالت هیچ چیز برایش اهمیتی ندارد. در نهایت، شاعر به حالتی اشاره میکند که در آن انسان باید از جمال محبوبش مست شود و به هوش نیاید.