نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۹ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

روی چو صبح تو کرد اشک مرا چون شفق

ریخت ز جز عم گهر لعل تو بر زرورق

تا دلت آتش فکند بر دل پر درد من

شد بترشح برون جان ز تنم چون عرق

گر رمقی داشتم زنده ببوی تو بود

چون تو برفتی ز پیش بس بچه ماند رمق

عاشق قد توأم ای تو مسیحا نفس

لیک چو مریم زراست می نتوان زد نطق

داد صبا را مدد زلف و خط و خال تو

تا ز مثلت دهد عالم جانرا عتق

گفتم و از مهر تو سوخت بباطل دلم

گفت که پروانه را شمع بسوزد بحق

گر کند آنشوخ چشم دعوی خون بر دلم

ابن یمین گوید از بهر خوشآمد صدق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احوالات عاشقانه و درد دل شاعر نسبت به معشوق می‌پردازد. شاعر از اشک‌هایی می‌گوید که مانند صبح و شفق بر چهره‌اش ریخته شده و احساس درد و سوزش عاطفی را به تصویر می‌کشد. او بیان می‌کند که عشق و زیبایی معشوق بر جان او تاثیر گذاشته و زندگی‌اش را تحت تاثیر قرار داده است. شاعر از زلف و خط و خال معشوق سخن می‌گوید و به قدرت و لطافت عشق اشاره می‌کند. در نهایت، او تأکید می‌کند که عشق، همچون شمع، پروانه را می‌سوزاند و این احساس عمیق را به راحتی نمی‌توان نادیده گرفت.