نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

باشد از من باز کمتر غم جدا

غم نشد زین خسته دل یکدم جدا

آب چشمم را نیارد کرد عقل

در هوای عارضش از دم جدا

بی رخ جانپرورش دارم دلی

همچو ریشی مانده از مرهم جدا

تا غریق بحر هجران گشته ام

چشمه چشمم نشد از نم جدا

بسکه امواج پیا پی میزند

کس نیارد کردنش از یم جدا

گفتمش جانا نپنداری مگر

من بکام از درگهت گشتم جدا

گفت کای ابن یمین پیش از تو نیز

گشت ناکام از بهشت آدم جدا

روزگار احبابرا چون روز و شب

در پی هم دارد و از هم جدا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این بیت‌ها به غم و جدایی از معشوق اشاره می‌کند. او می‌گوید که غم از دلش جدا نمی‌شود و اشک‌هایش تحت تأثیر عقلش قرار نمی‌گیرند. حسرتی عمیق دارد و دلش بدون دیدن محبوب، دردمند است. او خود را غرق در غم جدایی می‌بیند و نمی‌تواند اشک‌هایش را کنترل کند. اظهارات شاعر نشان می‌دهد که جدایی از محبوب، او را به شدت آزار می‌دهد و حتی در گفت‌وگو با معشوق نیز به ناکامی‌اش اشاره می‌کند؛ چراکه این احساس جدایی از ابتدای تاریخ بشری وجود داشته است. در نهایت، شاعر به ارتباط بین دوستان در روزگار اشاره می‌کند که دائما در حال تغییر و فاصله گرفتن هستند.