نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۰ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

روز آنست که با یار بمیخانه رویم

بهر پروردن جان از پی جانانه رویم

خرم آن مجلس و کاشانه که ما هر دو بهم

شمع و پروانه آن مجلس و کاشانه رویم

مستی ما ز می عشق دلارام بود

حاش لله که پی ساغر و پیمانه رویم

عارض چون مه و آنسلسله مشکینش

چون ببینیم ز دل واله و دیوانه رویم

نه چنان شیفته زلف چو زنجیر و ییم

که توان داشت طمع باز که فرزانه رویم

جان فشانیم بر آنخسرو شیرین حرکات

تا چو فرهاد بجان باختن افسانه رویم

یاد آن روز که یارم بحریفان میگفت

که بجمع از پی عشرت سوی میخانه رویم

باز میگفت که چون ابن یمین حاضر نیست

میکده گر همه خلدست بیا تا نه رویم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به روزی اشاره می‌کند که با یار به میخانه می‌رود تا از عشق و محبت جانان خود بهره‌مند شود. او به زیبایی و شادی مجلس اشاره دارد و عشق را به شمع و پروانه تشبیه می‌کند. شاعر به مستی ناشی از عشق می‌پردازد و تصریح می‌کند که هدفش معشوق است، نه تنها می و ساغر. او همچنین به زیبایی‌های یار و عشقش اشاره می‌کند و از یاد روزهایی صحبت می‌کند که یارش او را به میخانه دعوت می‌کرده است. در نهایت، شاعر به دور هم بودنی اشاره می‌کند که بدون دوستش نخواهد بود.