نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۱ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

من از هوای تو ایسرور راستین چکنم

من از جفای تو ایجان نازنین چکنم

مرا چو چین سر زلف تو بدام آورد

نظر بدانه خال بتان چین چکنم

من از هوای تو بیخواب و بی خورم شب و روز

بگو مسیح بما تا دوای این چکنم

چو نیست قدرت آنم کت آستان بوسم

بخون دل نکنم رنگ آستین چکنم

بروز حشر گرم بی تو در بهشت آرند

چه جای حور بود جنت برین چکنم

گشاده ابروی مشکین تو کمان ستم

گشاد بر دل من ناوک از کمین چکنم

کرشمه ئی سوی ابن یمین نهان کردی

اگر رقیب بدیدست گو ببین چکنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و آتشین بودن احساساتش صحبت می‌کند. او از درد و رنج ناشی از این عشق می‌گوید و بیان می‌کند که چگونه خواب و خوراکش را از دست داده است. همچنین، او به زیبایی‌های معشوقش اشاره می‌کند و می‌گوید که با وجود تمام این مشکلات و جدایی‌ها، آرزوی وصال او را دارد. شاعر به آرامش و خوشی در بهشت بدون معشوقش فکر نمی‌کند و از تیرگی‌های روزگار و کمبود محبت رنج می‌برد. در نهایت، او از معشوقش می‌خواهد که ببیند چه بر او گذشته است و چگونه به دلش تیر زده شده است.