شمارهٔ ۲۲۵ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
ای قاعده زلفت آشوب جهان بودن
وی رسم لب لعلت آسایش جان بودن
در باغ چو بخرامی جانم بهوس خواهد
در پای سهی سروت چون آب روان بودن
از بهر شکار لد گشتست ترا آئین
از غمزه و از ابرو با تیرو کمان بودن
چوگان چو بود زلفت کار دل من باشد
در عرصه میدانت چون گوی روان بودن
ایجان و جهان من جز لطف تو نفزاید
در غایت پیدائی از خلق نهان بودن
خون دل مشتاقان خوردست لب لعلت
سرخست لبت اینک منکر نتوان بودن
با ما نه چنین بودی زین پیش مکن جانا
کز تو نبود لایق با ما نه چنان بودن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری از شاعر معروف فارسی است که در آن به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره شده است. شاعر از جذبه و تاثیر زلف و لب معشوق بر دل و جان خود صحبت میکند و آن را عاملی برای آشفتگی و آرامش میداند. او به وصف زیباییهای معشوق میپردازد و عشقش را به عنوان نیرویی پرقدرت معرفی میکند که تمام وجودش را دربرگرفته است. همچنین شاعر به تنهایی و غم عاشقانهاش اشاره کرده و از معشوق میخواهد که به یادگارهای محبتش فکر کند و به رفتار خود با او بازنگرداند. در کل، شعر بیانگر شوق، عشق و آرزوی وصالی است که شاعر دارد.