شمارهٔ ۲۲۹ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
ای عارض گلگونت عکسی زده بر گردون
خورشید شده پیدا ز آن عکس رخ گلگون
چون لعل تو سلک در در خنده کند پیدا
با لطف وی از جز عم افتد گهر موزون
بیرون نرود یکدم مهرت ز دل تنگم
صد سال اگر باشم در خاک لحد مدفون
زلفت بسیه کاری مسند ز قمر سازد
هندو نبود چون او هم مقبل و هم میمون
ز آندم که سفیده دم زد بر رخ گلگونت
دل میکشدم دامن مانند شفق در خون
دریاب کنون دلرا کز وی رمقی ماندست
چون زهر بجان آمد تریاق چه سودا کنون
از ابن یمین جانا یکره سخنی بشنو
در گوش کشند آخر خوبان گهر موزون
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی معشوقه است. شاعر به طور استعاری از زیبایی چهره معشوق و تاثیر آن بر دل و جانش صحبت میکند. او از احساسات عمیق خود میگوید و اینکه چقدر وجود معشوق برایش مهم است. زلفهای معشوق را با قمر مقایسه میکند و به تلخی جدایی و غم از دست دادن عشق اشاره میکند. شاعر از درد دل و longing خود مینویسد و در نهایت از زیبایی و خوشیهای معشوقش تمجید میکند.