شمارهٔ ۲۴۸ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
یا رب گلست عارض زیبات یاسمن
یا بر فراز سرو شکفته است یاسمن
چشم تو آهوئیست که هنگام ترکتاز
باشد بسوی کشور جانهاش تاختن
میگفت با صبا ز رخت گل حکایتی
باد صباش خرده زر کرد در دهن
از چین زلف تو بختن نافه ئی رسید
از شرم شد سیه رخ آن نافه ختن
کی با شکست حال دل زار میرسد
زلفت که زیر هر خم او هست صد شکن
ایسرو سیمتن ز سرم سایه بر مدار
کز تاب آفتاب غمت سوخت جان من
ابن یمین ز عشق تو پروانه وار سوخت
تا روی دلربای تو شد شمع انجمن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت یاسمن و معشوق پرداخته است. شاعر با تصاویری زیبا از گل و زلف و چشم، عشق و دلتنگی خود را نسبت به معشوق بیان میکند. او از بادی سخن میگوید که از زیباییهای معشوق داستانی نقل میکند و به تأثیر عمیق نگاه و زلف او بر دل میپردازد. در نهایت، شاعر به سوختن خود از عشق و شعلگی دل اشاره میکند که به خاطر زیبایی معشوق شکل گرفته است.