شمارهٔ ۲۵۲ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای ماه آسمان لطافت جمال تو
ترسم همیشه بر تو ز عین الکمال تو
همچون سواد چشم و سوید ای دل مرا
نور و سرور دیده و دل داد خال تو
از بسکه با تو راست دلم گر چه کج بود
محراب سازم ابروی همچون هلال تو
جان و جهان ز بهر وصال تو بایدم
چه جان و چه جهان چو نباشد وصال تو
روزی مرا برابر سالی بشب رسد
در آرزوی طلعت فرخنده فال تو
وقت زوال اگر چه بلندست آفتاب
ای آفتاب حسن مبادا زوال تو
ابن یمین بطره و خال معنبرش
میده نشان آنکه بپرسد ز حال تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر، زیبایی و لطافت معشوقهاش را ستایش میکند و به احساسات عمیق خود نسبت به او میپردازد. او از عشق و آرزوی وصال سخن میگوید و تأکید میکند که جان و جهانش تنها برای رسیدن به معشوق ارزش دارد. شاعر همچنین نگرانی خود را از زوال زیبایی و لحظات خوش زندگی ابراز میکند و امیدوار است که این زیبایی همیشگی باشد. در نهایت، او به رمز و راز عشق اشاره میکند و خواهان بیان حال معشوق است.