نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای مرا خاک کف پای تو چون آبحیات

در هوای توام از آتش غم نیست نجات

بر رخ همچو مهت نیل صبوحی که کشید

که مرا دیده شد از حسرت او عین فرات

دایه حسن لب لعل شکر بار ترا

راستی نیک بپرورد بدان تازه نبات

در نبات از لب شیرینت مگر چاشنی ایست

که بنزد همه کس تحفه شیرینست نبات

سبزه خط تو داند صفت لعل لبت

خضر داند بحقیقت صفت آبحیات

از چنان عارض اگر پرده ز رخ برداری

بت پرستان دگر اقرار نیارند بلات

آخر ایخسرو خوبان چه گنه کرد دلم

که بخونش لب شیرین تو آورد برات

تا کمان ستم ابروی تو آورد بزه

پیش تیر تو هدف وار نمودیم ثبات

گر پس از ابن یمین بر سر خاکش گذری

به مشام تو رسد بوی محبت ز رفات

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از عشق و زیبایی معشوق سخن می‌گوید و او را به‌عنوان منبع حیات و شادی خود می‌ستاید. او خود را خاک پای معشوق می‌داند و اذعان می‌کند که در آتش غم عاشقانه‌اش، تنها در هوای معشوق احساس نجات دارد. زیبایی چهره معشوق را با روشنایی صبح مقایسه می‌کند و لب‌های شیرین او را به شکر و نبات تشبیه می‌کند. شاعر به زیبایی‌های طبیعی و احساسات عمیق خود اشاره می‌کند و در نهایت از دلی پ ر غم می‌گوید که به دلیل عشق به معشوق به دلتنگی و رنج دچار شده است. در کل، شعر به وصف عشق و زیبایی معشوق و دردهای ناشی از عشق می‌پردازد.