شمارهٔ ۳۲ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
باد صبا چون نقاب از رخ گل برگرفت
بلبل مست از نشاط زمزمه از سر گرفت
مدحت گل میکند بلبل خوشگو ادا
گل صفتش میدهد بر کف از آن در گرفت
لاله بصورت شدست مجمره آتشین
ز آنسببش اندرون دود معنبر گرفت
مشک فشان میوزد باد بهاری مگر
آهوی سرو سهی نافه ازو برگرفت
فاخته شد واعظ و سرو سهی منبرش
بر صفت واعظان چون سر منبر گرفت
گفت بدوران گل با صنمی گلعذار
شاد کسی کو بکف باده احمر گرفت
ابن یمین چون شنید وعظ وی از جای جست
دست نگار سهی قد سمنبر گرفت
روی بگلشن نهاد رغم جهانرا و جای
بهر طرب کنج باغ چشمه ساغر گرفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر زیبایی و طراوت بهار را توصیف میکند. باد صبا صورت گل را میخشکاند و بلبل، شوق و نشاط خود را از سر میگیرد و در مدح گل میخواند. لاله به صورت آتشین درآمده و عطر مشک در هوا میوزد. فاخته به وعظ مشغول میشود و سرو سهی به عنوان واعظ در منبر قرار میگیرد. شاعر به یاد ایامی بیان میکند که برای نوشیدن شراب قرمز با محبوبش خوشحال است. ابن یمین که به وعظ فاخته گوش میدهد، به شادی و نشاط در باغ میپردازد و در عین حال شعف بهار را درک میکند. کل این شعر به زیبایی و نشاط بهار و شادی آن اشاره دارد.