شمارهٔ ۲۶۰ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای ترک پریچهره از آن جام شبانه
در ده بصبوحی می گلرنگ مغانه
گفنی که بده جان ز پی بوسه و بستان
بستان و بده تا کی از این عذر و بهانه
جان بر طبق شوق نهم پیش تو روزی
کائی بصبوحی بر من مست شبانه
چون آینه رخ از رخ زیبات نتابم
گر اره نهد بر سرم ایام چو شانه
با حسن تو و عشق من از وامق و عذرا
هر قصه که گویند بود جمله فسانه
چون عشق تو در حجره دل صدر نشین شد
گر خواست خرد ور نه برون رفت ز خانه
هست ابن یمین از می عشق تو چنان مست
کاوازه تسبیح نداند ز ترانه
مشغول بیاد تو چنانست که گوشش
جز نام تو می نشنود از چنگ و چغانه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و از احساسات عمیقش نسبت به او سخن میگوید. او به صبح و شب اشاره میکند و میگوید که برای بوسه و وصال، جانش را میدهد. شاعر در احساس خمار و مستی ناشی از عشق سخن میگوید و بیان میکند که عاشق به قدری مجذوب زیبایی معشوق است که حتی اگر مشکلی پیش آید، نمیتواند از عشقش دست بکشد. در مجموع، شعر به تمجید از عشق، زیبایی و احساسات عمیق انسانی میپردازد.