شمارهٔ ۲۶۲ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
این منم بار دگر عزم خراسان کرده
روی چون بلبل شیدا بگلستان کرده
بوده یعقوب صفت ساکن بیت الاحزان
وینزمان روی سوی یوسف کنعان کرده
بسته احرام طواف حرم حضرت دوست
قبله گاه دل و جان ابروی جانان کرده
کی بود باز که خاک کف پایش بینم
سرمه روشنی دیده گریان کرده
شکرها گویم از اینطالع برگشته خویش
که ببینم ره هجرانش به پایان کرده
خرم آنروز که درد دل سودا زده را
بینم از نوش لبش دارو و درمان کرده
اینهمه شادی آنروز که باز ابن یمین
بیندش پسته خندان شکر افشان کرده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عزم خود برای سفر به خراسان و دیدار معشوق سخن میگوید. او با اشاره به حالتی شبیه به بلبل شیدا در گلستان، به شوق و اشتیاقش برای دیدار معشوق اشاره میکند. شاعر خود را به یعقوب تشبیه میکند که در حال دوری از یوسف است و دلش به یاد معشوق میتپد. او با بستن احرام طواف به حرم محبوب، به این موضوع اشاره میکند که معشوقش قبلهگاه قلب و جانش است. همچنین به دوری و درد دلهایش اشاره دارد و میگوید روزی شکر میگوید که این دوری به پایان برسد و با دیدن لبان معشوق، درمان دردهایش را خواهد یافت. شاعر به شوق و شادی روزی اشاره دارد که بار دیگر میتواند معشوق را ببیند، با توجه به تمامی دلتنگیها و دردهایش.