شمارهٔ ۲۷۹ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
آنچه با من میکند از دوستی سیمین تنی
دشمنم نپسندد آنحالت بجای چون منی
هر مژه در چشم من خاریست بی برگ گلش
طالع من بین که خاری یافتم در گلشنی
داردش در خرمن مه خوشه پروین نظام
خوشه ئی از من همی دارد دریغ از خرمنی
گر شبی بر بام او آیم ز مهر روی او
هر زمان ماهی فروزان آید از هر روزنی
سنگ بر دل میزنم از فرقت آن سیمتن
هیچکس دیدست از آن سنگین دلی سیمین تنی
زین دم گرمم که بر وی میدمم از سوز دل
نرم گردد آن دل سخت ار چه باشد آهنی
از دل ابن یمین گر مرد و زن آگه شدی
گشت بر ابن یمین دلسوز هر مرد و زنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق و درونی شاعر نسبت به محبوبش، سیمین، میپردازد. شاعر از دوستی و عشق خود به او سخن میگوید و میگوید که حالتی که او در محبوبش تجربه میکند، حتی دشمنانش نیز آن را نمیپسندند. او از درد ناشی از جدایی و دلتنگی صحبت میکند و به تصویر کشیدن عشقش، از درد دل و سوز درونیاش میگوید. شاعر از علاقهاش به شبهایی که بر بام محبوبش میگذرانده، یاد میکند و بیان میکند که عشقش چقدر پاک و عمیق است و حتی اگر دلش سخت باشد، با محبت، نرم میشود. به طور کلی، این شعر تصویرگر عشق و دلتنگی شاعر برای محبوبش است.