شمارهٔ ۲۸۰ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ایماه دل افروز بگردان قدح می
چون ماه فلک دم مزن از دور پیاپی
گر با تو کسی گفت که من توبه شکستم
مشنو صنما توبه کجا کرده و که کی
ما و می و رودی و سرودی ز گه شام
تا نعره زند مؤذن شبخیز که یا حی
گر پر خردی دم زند از وعظ و نصیحت
مستان خرابش بجهانیم به هی هی
در وقت بهار ار چه بود لاله مطرا
از قطره باران چو گل روی تو از خوی
بی روی توأم میل چمن نیست که مجنون
بر عارض لیلی بود آشفته نه بر حی
یکبار ببر در کش و بنواز چو چنگم
تا کی دهدم دم لب شیرین تو چون نی
هر دل که بر و ناوک چشم تو گذر کرد
پیدا نبود زخمش و خونها چکد از وی
هر چند دل گم شده را ابن یمین جست
بیرون نشد از چین سر زلف توأش پی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به می و شراب و عشق میپردازد و دل را به شادی و خوشی دعوت میکند. او میگوید که اگر کسی برای توبه و نصیحت سخن بگوید، نباید به آن گوش داد، چون مستان با هیجان به زندگی ادامه میدهند. شاعر از زیبایی محبوبش و تاثیر آن بر دلها میگوید و اینکه بدون دیدن محبوب، هیچ لذتی از زندگی نمیبرد. او از عشق و درد ناشی از آن سخن میگوید و میخواهد که محبوبش او را نوازش کند تا از غم و اندوه رهایی یابد. در نهایت، شاعر به جستوجوی دل گمشدهاش در زلف محبوب اشاره میکند و میفهمد که هیچ چیزی نمیتواند او را از عشق مطلوبش جدا کند.