نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۳ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای داده دل بمهر تو تا بر تو نوگلی

در گلشن امید تو نالان چو بلبلی

جز عارضت که از همه خوبان سر آمدست

هرگز شکفت بر سر سرو سهی گلی

دور و تسلسل ار چه محالست نزد عقل

دوری خوشست خطت و زلفت تسلسلی

باز اشک و چهره سیم و زری میدهد عجب

هستم بفر دولت او با تجملی

جور از تو میکشیم و تحمل همیکنیم

از دست عاشقان چه بر آید تحملی

از ترکتاز چشم تو پیوسته میرسد

بر دل ز تاب هندوی زلفت تطاولی

سیلاب چشم ابن یمین در هوای تو

افکند در بلای صبوری تزلزلی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر با بیان عشق و longing (آرزو) به محبوب آغاز می‌شود. شاعر خود را به یک بلبلی در گلشن امید تو تشبیه می‌کند که به خاطر عشقش به زیبایی معشوق ناله می‌کند. او زیبایی معشوق را بی‌نظیر می‌داند و می‌گوید که هیچ گلی به زیبایی او نمی‌رسد. همچنین به دوری و تسلسل اشاره می‌کند و می‌گوید که با وجود اینکه دوری ممکن است به نظر عجیب بیاید، اما فاصله بین او و محبوبش برایش خوشایند است. شاعر از درد و رنج‌های ناشی از عشق می‌نالد و به تحمل سختی‌ها اشاره می‌کند. در نهایت، احساساتش را درباره زیبایی معشوق و تاثیر آن بر دلش بیان می‌کند.