شمارهٔ ۲۸۴ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
ای زلف دلاویزت در گردن جان بندی
وی لعل شکر ریزت هر بوسه ازو قندی
من دل بتو میدادم جمعی ز سر غفلت
کردند نصیحتها در عشق توأم چندی
ای خسرو مهرویان فرهاد خودم کردی
مادر بجهان نارد شیرین چو تو فرزندی
جانا ز تو ببریدن ممکن نبود هرگز
دارد سر هر مویم با مهر تو پیوندی
هر چند ترا باشد بسیار چو من بنده
ما را نبود باری همچون تو خداوندی
گفت ابن یمین از چه گریان شده ئی گفتم
از عشق پریروئی شنگیست شکر خندی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت محبوبی پرداخته است. شاعر از زلف و لبهای محبوب خود سخن میگوید و احساسات عمیقش را نسبت به او بیان میکند. او اعتراف میکند که عشق به این محبوب چنان عمیق و پابرجاست که هرگونه جدایی از او غیرممکن است. شاعر همچنین به مشاورههایی اشاره میکند که دیگران درباره عشق دادهاند، اما او همچنان به عشق و محبوبی خود وفادار است. در نهایت، او از درد و اندوه ناشی از این عشق صحبت میکند و به زیبایی و شیرینی محبوبش اشاره مینماید.