نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۲ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بمراد دل من گر بودم دسترسی

نزنم تا بزیم بیرخ جانان نفسی

در سر من هوس زلف تو خوش سودائیست

نرود سر برود ار سر ازینسان هوسی

هر چه در مستی عشق تو کنم خرده مگیر

عاشق و مست کجا مینگرد پیش و پسی

نروم از سر کوی تو ببد گفت رقیب

شبروان باز نه ایستند ببانگ عسسی

آستین بر من بیدل مفشان از پی آنک

هر کجا هست شکر نیست گریز از مگسی

دامن اندر مکش ای تازه گل از بلبل مست

که نیارد گل تر عار زهر خار و خسی

بی گل عارض تو ابن یمین در گلزار

هست چون بلبلکی بیدلکی در قفسی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دل باختگی شاعر است. شاعر در آن احساسات عمیق و شور و شوقی نسبت به معشوق خود بیان می‌کند. او می‌گوید اگر به محبوبش دستیابی داشت، در هر حالتی به او نزدیک می‌شد و از عشق و زیبایی او هرگز خسته نمی‌شد. او به طور خاص به زلف معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که نمی‌تواند از عشق و هوس خود دست بردارد. همچنین، بیان می‌کند که در مستی عشق، نگرانی و پاسخی از خود ندارد و نمی‌تواند از کوی معشوق دور شود. در نهایت، اشاره‌ای به وضعیت بی‌پناهی و غم ناشی از دوری از معشوق دارد و نشان می‌دهد که بدون حضور محبوب، زندگی‌اش شبیه بلبل در قفس است.