شمارهٔ ۲۹۴ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا بر سریر حسن تویی ماهچهرهای
هستم ز عشق تو در شهر شهرهای
ز آن در شاهوار و بناگوش همچو سیم
هستند در مقار نه ماهی و زهرهای
چون جزع دلفریب تو هرگز به جادویی
نامد برون ز حقه افلاک مهرهای
چشم بد از تو دور که مانی به عمر خویش
نقشی نبست چون تو و نگشاد چهرهای
کاری تراست بر دل عشاق مستمند
هر غمزهای ز چشم تو از زخم دهرهای
ابن یمین طمع به وفای تو چون کند
او را بس ار بود ز جفای تو بهرهای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و او را به ماه تشبیه میکند. شاعر از عشق و جذبهای که نسبت به معشوق دارد، صحبت میکند و بیان میکند که هیچ زیبایی مثل او وجود ندارد. همچنین، شاعر به تأثیر عشق بر دل عاشقان اشاره کرده و نشان میدهد که معشوق با غمزگیها و نگاههایش دل عاشقان را مجروح میکند. در نهایت، شاعر به ناامیدی خود از وفای معشوق اشاره میکند و میگوید که او نمیتواند به محبت معشوق امیدی داشته باشد.