نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۳ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

جان بچشمم در نیاید ور نه جانت خواندمی

خوشتر از جان هم ندانم تا چسانت خواندمی

جان ندارد هیچ وزنی بی ثبات اندر جهان

ورنه ایجان و جهان جان و جهانت خواندمی

حسن خلق عالم ار گشتی مجسم پیکری

از لطافت اندران پیکر روانت خواندمی

ایچراغ جان اگر پروانه دادی حسن تو

در شبستان صفا شمع روانت خواندمی

گر نسفتی لعل در بار ترا الماس نطق

عقل باور داشتی گر بی دهانت خواندمی

پای سرو از شرم قدت گر بگل در نیستی

در سرم گشتی که سرو بوستانت خواندمی

گر نبودی حسن ماه آسمانی مستعار

روی آن داری که ماه آسمانت خواندمی

چون نمک داری جگر کردم کباب از بهر تو

سر فرو ناری و گرنه میهمانت خواندمی

جان طلب گر کرده ئی ز ابن یمین بی کین دل

کرد می تسلیم و ماه مهربانت خواندمی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از ابن یمین است که در آن شاعر به زیبایی و لطافت معشوقه‌اش اشاره می‌کند. او از عشق و محبت خود به معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که بدون دیدن چهره‌اش، زندگی برایش بی‌معناست. او معشوق را به نور و روشنی تشبیه می‌کند و می‌گوید که اگر زیبایی‌های جهان به صورت مجسم درآیند، باز هم نمی‌توانند به زیبایی او نزدیک شوند. در نهایت، شاعر از احساسات عمیق و عشق خود نسبت به معشوق می‌گوید و ابراز می‌کند که این عشق تمام وجودش را تسخیر کرده است.