شمارهٔ ۳۰۷ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
چو رخسار سمن سیما بشوئی
نشان هستی از دلها بشوئی
فروزان گردد آتش اندر آبی
گر آن روی جهان ارا بشوئی
مشام جان معطر گردد از وی
بمی چون لؤلؤ لالا بشوئی
شراری کم نبینم ز آتش دل
گر این آتش بصد دریا بشوئی
بآب مغفرت جرمی که ما راست
گرت باشد بما پروا بشوئی
چو ما را بیسر و سامان تو کردی
روا داری که دست از ما بشوئی
بران ابن یمین از دیده سیلی
بود کین نامه سودا بشوئی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و تاثیر حیرتانگیز چهره و وجود محبوب است. شاعر با استفاده از تمثیلهایی چون شستشوی رخسار سمن و دلها، به تأثیر و روشنیای که ملاقات با محبوب بر زندگی و جان انسان میگذارد، اشاره میکند. آتش عشق در دل و عطر وجود محبوب زندگی را جاندارتر و زیباتر میکند. شاعر همچنین به نیاز به آمرزش و رحمت اشاره دارد و از محبوب میخواهد که با لطف خود، او را از گناهان پاک کند. در نهایت، شاعر به ارتباط عمیق خود با محبوب و آسیبپذیریاش در برابر او اشاره میکند.